به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت نود و نهم :
بازویم را گرفت. فشار انگشتانش روی جای زخمهایم نفس را در گلویم خشکاند. مرا با حرکت دستی بلند کرد. زانوهایم بیجان آویزان بودند. نمیدانم حال چند روز میشد که در آنجا زندانی بودم... آنجا جایی بود که زمان در آن مرده. در آنجا هیچ نوری وجود نداشت تا بفهمم آن روز چندمین روزی بود که از بیست و یک سالگیام میگذشت. جشن تولد بیست و یک سالگیام، هم مثل سالهای قبل، با درد و رنج گذشت. نه شمعی،
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
رمان خوان
2امیدوارم آخرس خوب تموم بشه چون من واقعا موندم که چه پایا نی قراره داشته باشه برفین که احساس گناه وعذاب وجدان از دست دادن عزیزانشو می کنه ،صاحبی که به زودی میمیره پرتاب که فکر کنم داره می ره کشور خودش؟
۲ سال پیشنشمین
1هم قشنگ بود هم پر از درد و غم حال برفین گریه داره از همه دنیا دل خسته شده هیولای زیر تختش حالا حامیش شده
۲ سال پیشفیونا
0فقط یه چیزی... مگه اسم خواهر زال، کتایون نبود؟ چرا بعضی جا ها رودابه نوشته شده؟
۲ سال پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
این اشتباه شده، اسم اصلی خواهر زال کتایونه.
۲ سال پیشفیونا
3هم قشنگ بود و هم دردناک🥀برفینی که به خاطر گذشتش ترس از دست دادن آدمای اطرافش و داره..زالی که به این قشنگی اعتراف میکنه..صاحبی که به این قشنگی یه حامی واسه برفین شده..آهنگی که همزمان با پارت بخش میشه
۲ سال پیشفاطمه
2وای چه لحظه عاشقانه و چه لحظه دردناکی برای برفین🥀 این عشق همانند برف ☃️همانند زیبایی آن دانه برف❄ زود از بین میر💧 و چقدر بد هست کسی طور قاتل بداند و نداند برای چه قاتل شدی 🥺🥀
۲ سال پیشAa
0👏👏👏🙏🌺
۲ سال پیشزهرا
2خدای من .من بخاطر اعتراف زال خوشحال شدم بعدش بخاطر حال برفین زار زدم.
۲ سال پیشبرفینِ زال
2عالی بود محشر بود دست درد نکنه قلبم جلا پیداکرد🥲💖 اینقد با اعتراف زال جیغ جیغ کردم و با اینکه سرماخورده بودم ولی با خوندن اعتراف زال واقعن حالم خوب شد... خیلی ذوق دارم😂😂😁 راستی اسم آهنگ چیه
۲ سال پیشنرگس
0Another love
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آمنه
1صاحب براش تکیه گاه شد امیدوارم صاحب به خاطره برفین هم که شده برنامه بریزه که موقعه اعتراف به عشق زال ودردودل باهاش زال بشنوه وبفهمه به خاطره ترس از دست دادن اوست واقعا عالی بود